آسیب های روابط لیلی و مجنون های لیبرال
«قصد ازدواج دارم» جمله ای آشنا که این روزها برخی پسران برای خلع سلاح
کردن دختران به کار می گیرند تا بتوانند استارت یک رابطه دوستانه را بزنند،
از آن طرف مونث ها نیز بیکار ننشسته اند و از جملاتی مانند «تو بهترین مرد
زندگی ام هستی» و «تا آخر عمر تحت هر شرایط با تو می مانم» استفاده می
کنند تا مقاصد خود را پیش ببرند.
رابطه هایی که برخلاف تصور طرفین، همیشه باخت – باخت بوده و هیچ ثمره ای ندارند. اما در سالهای اخیر و با توجه به واقعیات جامعه ارتباط با جنس مخالف به خصوص در دوران دبیرستان و دانشگاه بیشتر شده و می رود با توجه به غفلت ها، سیل ناهنجاری اجتماعی مخربی را به راه بیاندازد.
«لیلی هایِ لیبرال»، نامی است که بر این عشق ها می توان نهاد، این نام در نگاه نخست ترکیبی متناقض نما را نشان می دهد چون از سویی لیلی، نمادِ عشقِ انحصاری و اسطوره ای به شمار آمده و از سوی دیگر لیبرال، وصفیست که بیانگر تنوع و تکثر در دوست داشتن/ عشق ورزی است. می توان به جایِ لیلی های لیبرال، گفت «مجنون های لیبرال».
لیلی و مجنونش چندان توفیری ندارد. مقصود از لیبرال ، همین لیبرالیسم نیم بند خودمانی ست و اشاره به روزگاری است که در آن دورۀ «مجنون بازی» و «لیلی سازی» به سر آمده و بلانسبتِ چند استثنایِ رو به انقراض، هم «مجنون» ها از شش جهت سر و گوششان می جُنبد و هم «لیلی» ها، دلبرانِ یک سر و هزار سودا شده اند! و هر دو بر قبله هاي متعدد نماز مي گزارند و هر روز به عشقی نو خرقه میدوزند و فردا همان خرقه به اندامشان زار میزند!
برخلاف عشق اسطوره ایِ انحصارگرا، در عشق از نوع لیبرال، به جای آن که به معشوقی یگانه تا آخرین نفس و با تمام قوا! عشق ورزیده شود، کوشش بر آن است که «افرادِ بیشتری را به میزانِ کمتر دوست داشته باشند»، تا ضریبِ وقوعِ خطرات و مخاطرات نیز به حداقل برسد! (عبدالحمید ضیایی ؛ لیلی های لیبرال)
واقعیت جامعه کنونی، نشان دهنده افزایش بی حد و مرز این گونه روابط هستند. روابط ناسالمی که غیرت و غیرتمندی، دین و مذهب، هنجار و ناهنجار را با خود می بلعد و آسیب های این گونه روابط مانند آتشی در زیر خاکستر روزی زبانه می کشد و به دنبال آن شاهد هزاران ناهنجاری اخلاقی و رفتاری خواهیم بود.
سعید معیدفر در گفت وگو با الف با اشاره به عوارض این گونه دوستی ها اظهار داشت: آسیب های این گونه روابط فراوان است. بسیاری از ازدواج هایی که به طلاق می انجامد ناشی از همین نوع روابط است. مشکلاتی که به واسطه این گونه روابط برای دختر خانم ها ایجاد می شود فوق العاده زیاد است. در جامعه ما متاسفانه چون تحریم بیشتر برای زنان وجود دارد تا مردان و تلقی عمومی این است که دختران باید بیشتر مواظب خود باشند تا آقایان، در این نوع روابط که دو سو دارد دختران بیشتر دچار آسیب های روحی و روانی و عاطفی می شوند.
این جامعه شناس افزود: پسران هم از ترکش های این روابط بی تاثیر نیستند. ناکامی هایی که از روابط عشقی زودگذر ممکن است برای آن ها ایجاد شود و یا ذهنیت منفی که جوان نسبت به خود با توجه به آن باورهای عمومی که در جامعه وجود دارد پیدا می کند زمینه ناهنجاری های رفتاری زیادی را ایجاد می کند. چون جامعه ما اینگونه ارتباطات را نمی پذیرد و خود به خود این نوع روابط باید دور از چشم خانواده ها انجام شود. این خود یعنی شکستن هنجارهای اجتماعی و پشت پا زدن به این هنجارها و به این معنا است که فرد از هم اکنون در کانال ناهنجاری و رفتارهای غیر منطقی و غیر فرهنگی با جامعه قرار می گیرد. اگر چه این روابط بخشی از واقعیت های جامعه است اما آثار منفی آن برای جامعه بسیار زیاد خواهد بود.
وی در واکاوی این گونه روابط گفت: هر گونه ارتباطی فی نفسه بد نیست و خوب هم نیست، نمی توان به طور کلی گفت که این گونه ارتباطات بد یا خوب هستند، نوع ارتباطات مهم است و اینکه مبنای این رابطه ها چه بوده است. جامعه متشکل از اقوام و دسته جات مختلف است و زیبایی جامعه به این است که قشر های مختلف باید بتوانند در کنار هم و در ارتباط با هم باشند.
معیدفر ادامه داد: این تنوع و تفاوت تا حد زیادی می تواند در این ارتباطات هم افزایی و باعث توسعه ارتباطات بکند. ارتباط دختر و پسر به این معنی که اکنون در جامعه ما رایج است و افرادی در حد بالای عاطفی با همدیگر درگیر می شوند، مسلماً زیان بخش است. ولی اگر این ارتباطات در حد دو هم کلاسی، دو همکار و یا دو همسایه باقی بماند ایرادی ندارد، باید تفکیک نقش ها بشود. مثلا تعامل دو همکلاسی با همدیگر، اگر تفکیک نقش ها صورت بگیرد می تواند تعامل پذیرفته شده ای باشد ولی اگر فراتر از حدود برود قطعا آسیب زا می شود. مشکل عمده ای که باعث می شود تا هر نوع ارتباطی به یک نوع مساله زا ختم شود تلقی غلطی است که بر رابطه دختر و پسر در جامعه وجود دارد. جامعه ما اکنون یک جامعه جنسی شده است، در جامعه ما از بس تابوی جنسیت بزرگ شده و آنقدر نگاه سختی به رابطه مرد و زن ایجاد شده که خود به خود در ذهن بسیاری از افراد که در جامعه زندگی می کنند ارتباط با جنس مخالف خود، گویا ارتباط با جن است.
وی افزود: مشکل در ذهنیت و فکری است که در جامعه ما در رابطه با دو جنس مخالف وجود دارد، است. تلقی بسیاری از افراد این است که این دو جنس هر وقت به همدیگر برسند فقط همدیگر را برای بدن می بینند و با این طرز فکر انواع و اقسام تفکیک های جنسیتی را در جامعه راه می اندازند. فرض کنید مثلا در ایران اختلاط دختر و پسر از دبیرستان ها شروع شود می دانید چه فاجعه ای پیش خواهد آمد؟ اگر در کشورهای دیگر ۱۰ درصد این اختلاط ها به رابطه جنسی کشیده بشود در ایران ۹۰ درصد به رابطه جنسی ختم می شود.
عضو انجمن جامعه شناسی ایران در ادامه افزود: این یک مشکل فرهنگی است، مثلا کسی که آداب معاشرت در شهر را یاد نگرفته وقتی که وارد شهر شود نوعی بهم ریختگی در رفتارش ایجاد می شود. در رابطه با دو جنس مخالف هم همین اتفاق می افتد افرادی که از کوچکی فرهنگ تعامل با جنس مخالف را نیاموخته اند به محض اینکه کمی با هم ارتباط برقرار می کنند نمی توانند خود را کنترل کنند و سریع به سمت رابطه های عاطفی و ... کشیده می شوند. این همان تلقی است که جامعه به آنها تزریق کرده است که زن و مرد فقط می توانند با هم رابطه جنسی داشته باشند.
معیدفر یادآور شد: ارتباط های دختر و پسر به نحوی که در جامعه امروزی ما رایج است را نیز نمی توان به ازدواج ختم کرد، چون اینها به آن حد از بلوغ و پختگی نرسیده اند که بتوانند با همدیگر ازدواج کنند. اکنون میزان طلاق در بین جوانان و در سالهای اول زندگی بسیار بالاست، حال اگر این رابطه های دوستانه را به سمت ازدواج هدایت کنیم قطعا میزان طلاق در جامعه زیاد می شود.
وی در با هشدار به این امر اجتماعی گفت:اگر برای این نوع ارتباط ها در جامعه فکری نشود تنها اتفاقی که می افتد این است که در زیر پوست جامعه این رابطه ها بیشتر می شود و عواقب آن حتی بسیار بیشتر از جوامع آزاد خواهد بود، واقعیت این است که عواقب این نوع رابطه ها در جامعه ما برای هیچکس خوش آیند نخواهد بود.
رابطه هایی که برخلاف تصور طرفین، همیشه باخت – باخت بوده و هیچ ثمره ای ندارند. اما در سالهای اخیر و با توجه به واقعیات جامعه ارتباط با جنس مخالف به خصوص در دوران دبیرستان و دانشگاه بیشتر شده و می رود با توجه به غفلت ها، سیل ناهنجاری اجتماعی مخربی را به راه بیاندازد.
«لیلی هایِ لیبرال»، نامی است که بر این عشق ها می توان نهاد، این نام در نگاه نخست ترکیبی متناقض نما را نشان می دهد چون از سویی لیلی، نمادِ عشقِ انحصاری و اسطوره ای به شمار آمده و از سوی دیگر لیبرال، وصفیست که بیانگر تنوع و تکثر در دوست داشتن/ عشق ورزی است. می توان به جایِ لیلی های لیبرال، گفت «مجنون های لیبرال».
لیلی و مجنونش چندان توفیری ندارد. مقصود از لیبرال ، همین لیبرالیسم نیم بند خودمانی ست و اشاره به روزگاری است که در آن دورۀ «مجنون بازی» و «لیلی سازی» به سر آمده و بلانسبتِ چند استثنایِ رو به انقراض، هم «مجنون» ها از شش جهت سر و گوششان می جُنبد و هم «لیلی» ها، دلبرانِ یک سر و هزار سودا شده اند! و هر دو بر قبله هاي متعدد نماز مي گزارند و هر روز به عشقی نو خرقه میدوزند و فردا همان خرقه به اندامشان زار میزند!
برخلاف عشق اسطوره ایِ انحصارگرا، در عشق از نوع لیبرال، به جای آن که به معشوقی یگانه تا آخرین نفس و با تمام قوا! عشق ورزیده شود، کوشش بر آن است که «افرادِ بیشتری را به میزانِ کمتر دوست داشته باشند»، تا ضریبِ وقوعِ خطرات و مخاطرات نیز به حداقل برسد! (عبدالحمید ضیایی ؛ لیلی های لیبرال)
واقعیت جامعه کنونی، نشان دهنده افزایش بی حد و مرز این گونه روابط هستند. روابط ناسالمی که غیرت و غیرتمندی، دین و مذهب، هنجار و ناهنجار را با خود می بلعد و آسیب های این گونه روابط مانند آتشی در زیر خاکستر روزی زبانه می کشد و به دنبال آن شاهد هزاران ناهنجاری اخلاقی و رفتاری خواهیم بود.
سعید معیدفر در گفت وگو با الف با اشاره به عوارض این گونه دوستی ها اظهار داشت: آسیب های این گونه روابط فراوان است. بسیاری از ازدواج هایی که به طلاق می انجامد ناشی از همین نوع روابط است. مشکلاتی که به واسطه این گونه روابط برای دختر خانم ها ایجاد می شود فوق العاده زیاد است. در جامعه ما متاسفانه چون تحریم بیشتر برای زنان وجود دارد تا مردان و تلقی عمومی این است که دختران باید بیشتر مواظب خود باشند تا آقایان، در این نوع روابط که دو سو دارد دختران بیشتر دچار آسیب های روحی و روانی و عاطفی می شوند.
این جامعه شناس افزود: پسران هم از ترکش های این روابط بی تاثیر نیستند. ناکامی هایی که از روابط عشقی زودگذر ممکن است برای آن ها ایجاد شود و یا ذهنیت منفی که جوان نسبت به خود با توجه به آن باورهای عمومی که در جامعه وجود دارد پیدا می کند زمینه ناهنجاری های رفتاری زیادی را ایجاد می کند. چون جامعه ما اینگونه ارتباطات را نمی پذیرد و خود به خود این نوع روابط باید دور از چشم خانواده ها انجام شود. این خود یعنی شکستن هنجارهای اجتماعی و پشت پا زدن به این هنجارها و به این معنا است که فرد از هم اکنون در کانال ناهنجاری و رفتارهای غیر منطقی و غیر فرهنگی با جامعه قرار می گیرد. اگر چه این روابط بخشی از واقعیت های جامعه است اما آثار منفی آن برای جامعه بسیار زیاد خواهد بود.
وی در واکاوی این گونه روابط گفت: هر گونه ارتباطی فی نفسه بد نیست و خوب هم نیست، نمی توان به طور کلی گفت که این گونه ارتباطات بد یا خوب هستند، نوع ارتباطات مهم است و اینکه مبنای این رابطه ها چه بوده است. جامعه متشکل از اقوام و دسته جات مختلف است و زیبایی جامعه به این است که قشر های مختلف باید بتوانند در کنار هم و در ارتباط با هم باشند.
معیدفر ادامه داد: این تنوع و تفاوت تا حد زیادی می تواند در این ارتباطات هم افزایی و باعث توسعه ارتباطات بکند. ارتباط دختر و پسر به این معنی که اکنون در جامعه ما رایج است و افرادی در حد بالای عاطفی با همدیگر درگیر می شوند، مسلماً زیان بخش است. ولی اگر این ارتباطات در حد دو هم کلاسی، دو همکار و یا دو همسایه باقی بماند ایرادی ندارد، باید تفکیک نقش ها بشود. مثلا تعامل دو همکلاسی با همدیگر، اگر تفکیک نقش ها صورت بگیرد می تواند تعامل پذیرفته شده ای باشد ولی اگر فراتر از حدود برود قطعا آسیب زا می شود. مشکل عمده ای که باعث می شود تا هر نوع ارتباطی به یک نوع مساله زا ختم شود تلقی غلطی است که بر رابطه دختر و پسر در جامعه وجود دارد. جامعه ما اکنون یک جامعه جنسی شده است، در جامعه ما از بس تابوی جنسیت بزرگ شده و آنقدر نگاه سختی به رابطه مرد و زن ایجاد شده که خود به خود در ذهن بسیاری از افراد که در جامعه زندگی می کنند ارتباط با جنس مخالف خود، گویا ارتباط با جن است.
وی افزود: مشکل در ذهنیت و فکری است که در جامعه ما در رابطه با دو جنس مخالف وجود دارد، است. تلقی بسیاری از افراد این است که این دو جنس هر وقت به همدیگر برسند فقط همدیگر را برای بدن می بینند و با این طرز فکر انواع و اقسام تفکیک های جنسیتی را در جامعه راه می اندازند. فرض کنید مثلا در ایران اختلاط دختر و پسر از دبیرستان ها شروع شود می دانید چه فاجعه ای پیش خواهد آمد؟ اگر در کشورهای دیگر ۱۰ درصد این اختلاط ها به رابطه جنسی کشیده بشود در ایران ۹۰ درصد به رابطه جنسی ختم می شود.
عضو انجمن جامعه شناسی ایران در ادامه افزود: این یک مشکل فرهنگی است، مثلا کسی که آداب معاشرت در شهر را یاد نگرفته وقتی که وارد شهر شود نوعی بهم ریختگی در رفتارش ایجاد می شود. در رابطه با دو جنس مخالف هم همین اتفاق می افتد افرادی که از کوچکی فرهنگ تعامل با جنس مخالف را نیاموخته اند به محض اینکه کمی با هم ارتباط برقرار می کنند نمی توانند خود را کنترل کنند و سریع به سمت رابطه های عاطفی و ... کشیده می شوند. این همان تلقی است که جامعه به آنها تزریق کرده است که زن و مرد فقط می توانند با هم رابطه جنسی داشته باشند.
معیدفر یادآور شد: ارتباط های دختر و پسر به نحوی که در جامعه امروزی ما رایج است را نیز نمی توان به ازدواج ختم کرد، چون اینها به آن حد از بلوغ و پختگی نرسیده اند که بتوانند با همدیگر ازدواج کنند. اکنون میزان طلاق در بین جوانان و در سالهای اول زندگی بسیار بالاست، حال اگر این رابطه های دوستانه را به سمت ازدواج هدایت کنیم قطعا میزان طلاق در جامعه زیاد می شود.
وی در با هشدار به این امر اجتماعی گفت:اگر برای این نوع ارتباط ها در جامعه فکری نشود تنها اتفاقی که می افتد این است که در زیر پوست جامعه این رابطه ها بیشتر می شود و عواقب آن حتی بسیار بیشتر از جوامع آزاد خواهد بود، واقعیت این است که عواقب این نوع رابطه ها در جامعه ما برای هیچکس خوش آیند نخواهد بود.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۲ ساعت 10:12 توسط ناشناس
|