ظریف دست خالی برنگشت. با دست پر برگشت و نشان داد که اعتماد رهبری بی دلیل نبوده است. تیم مذاکره کننده ایرانی این چند روز در اوج استرس ها و فشار های روانی و توقعات غیرمنطقی "سرسلسله آتش خواران" و "سرجنبان استکبار" حاضر نشد ذره‌ای از منافع ملی و خط قرمز های نظام کوتاه بیاید. آنهم در عین متانت و ادب دیپلماتیک.

ظریف بدون رجز خوانی و قلدری بر ۳ چیز پافشاری کرد و نشان داد که «پاشنه سائیده» است و «کهنه سوار». اول اینکه حق غنی‌سازی قابل مذاکره نیست. دوم اینکه مسیر مذاکرات باید روشن باشد و از ابتدا، انتهای مذاکره و به تعبیر دیپلماتها گام سوم باید شفاف باشد. و در انتها هم اینکه گام ها باید متقابل و هم وزن باشند. طرف غربی باید ساختارهای حقوقی تحریم را دست بزند و ایران اعانه نمی خواهد.

آیا بر مبنای حق و انصاف جا نداشت ما حزب‌اللهی‌ها امروز در فرودگاه تجمع می کردیم؟ خیرمقدم می گفتیم و از تیم مذاکره کننده استقبال می کردیم؟ حتی اگر هدف ما و همه دوستان دلسوز انقلابی تاکید بیشتر بر مقاومت هم باشد این گلریزان لازم بود. همیشه لغز خواندن و تراکت گرفتن و داد زدن جواب نمی دهد. گاهی هم سوت و کف لازم است و باید تشکر کرد. بچه حزب اللهی باید قلندر باشد.